ترجمه "throughout" به فارسی
سراسر, (در) تمام, (در) سراسر بهترین ترجمه های "throughout" به فارسی هستند.
throughout
adverb
adposition
دستور زبان
(obsolete) Completely through, right the way through. [..]
-
سراسر
determinerBut once it starts moving throughout the body, that's when it becomes deadly.
اما زمانی که شروع به گسترش در سراسر بدن می کند، آن موقع است که کشنده می شود.
-
(در) تمام
-
(در) سراسر
-
ترجمه های کمتر
- (در) سرتاسر
- (در) همه ی
- از هر جهت
- از هر نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " throughout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "throughout" با ترجمه به فارسی
-
جریان داشتن در
اضافه کردن مثال
اضافه کردن