ترجمه "throughput" به فارسی

(به ویژه کامپیوتر) ظرفیت پذیرش, توان عملياتی, توانش زمانی بهترین ترجمه های "throughput" به فارسی هستند.

throughput noun دستور زبان

(operations) The rate of production; the rate at which something can be processed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه کامپیوتر) ظرفیت پذیرش

  • توان عملياتی

    The rate at which something can be processed.

  • توانش زمانی

  • ترجمه های کمتر

    • حاصل کار
    • فرا گذاشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " throughput " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "throughput" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "throughput" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه