ترجمه "throwaway" به فارسی
بخشنامه, خودمانی, بی رودرواسی بهترین ترجمه های "throwaway" به فارسی هستند.
throwaway
adjective
noun
دستور زبان
Disposable; intended for a single use prior to being discarded. [..]
-
بخشنامه
noun -
خودمانی
-
بی رودرواسی
-
ترجمه های کمتر
- دور انداختنی
- غیر رسمی
- مصرف کن و دور بیانداز
- ورقه ی اعلان (که در خیابان ها و غیره به اشخاص داده می شود)
- یکبار مصرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " throwaway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن