ترجمه "thrush" به فارسی

توکا, برفک, کاندیدیازیس بهترین ترجمه های "thrush" به فارسی هستند.

thrush noun دستور زبان

One of several species of songbirds of the family Turdidae, often with spotted underbellies such as the bluebird, nightingale, and robin have. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توکا

    But the mindless tenderness that he had felt under the hazel tree, while the thrush was singing, had not quite come back.

    اما آن صفایی که زیر درخت فندق، به هنگام نغمهسرایی مرغ توکا، احساس کرده بود، کاملاً بازنگشته بود.

  • برفک

    noun

    Thrush is a small to medium size song bird.

    برفک یه مرغ آوازخونِ کوچیک یا سایز متوسطه!

  • کاندیدیازیس

    Infection caused by a species of the yeast-like fungus Candida, usually C. albicans.

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا - خودمانی - زن) خواننده
    • (جانور شناسی) باسترک (انواع پرندگان تیره ی Turdidae)
    • (دامپزشکی) آماس چرکی پای اسب
    • (پزشکی) برفک (که توسط قارچی از جنس Candida در دهان و گلو ایجاد می شود به ویژه میان کودکان)
    • آواز خوان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thrush " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Thrush

Thrush (bird)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توکای حقیقی

تصاویر با "thrush"

عباراتی شبیه به "thrush" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "thrush" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه