ترجمه "thrum" به فارسی
نواخت, نواختن, حاشیه بهترین ترجمه های "thrum" به فارسی هستند.
thrum
verb
noun
دستور زبان
A thrumming sound [..]
-
نواخت
-
نواختن
verb -
حاشیه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (با انگشت روی چیزی) ضرب گرفتن
- (ته پارچه یا حوله یا قالیچه وغیره را) ریشه دار کردن
- (دستگاه شعر بافی یا نساجی) ریشه
- (سه تار و گیتار و غیره) زدن
- (کشتیرانی - جمع) پارچه ای که برای پر دوام کردن بادبان به جاهای پر اصطکاک آن می دوزند
- تارهای بریده شده ی دو سر پارچه یا فرش
- ته نخ
- ته نخ گذاشتن
- صدای زدن گیتار و غیره
- ضرب گیری
- مرتعش کردن
- نواخته شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thrum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن