ترجمه "thrusts" به فارسی
thrusts
verb
noun
Plural form of thrust. [..]
ترجمه خودکار " thrusts " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"thrusts" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای thrusts در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "thrusts" با ترجمه به فارسی
-
(با فشار یا ناگهان) - کشیدن · (با فشار یا ناگهان) فرو کردن · (زمین شناسی) گسل رانده · - زدن · انداختن · بیرون زدن، بیرون آمدن، · تحمیل کردن · تنه زدن · تپاندن · تک رخنه یاب · تک نفوذی · جهش کردن · حمله ی ضربتی · رانش · رجوع شود به lunge · زنش · ضربت · فحوا · فرو بردن · فرو بری · فرو كردن · فرو کردن · فشار · معنی اصلی 0 · نکته ی اصلی · نیروی رانشی · پرت کردن · پس راندن · پیش راندن · پیش رانش · پیشرانی · چپاندن · چپانش · گستردن · گسترده کردن یا شدن · گسله ی رانشی (thrust fault هم می گویند)
-
جسارت کردن
-
جلو آوردن
-
چاقوکشی
-
راندگی
-
جهش
-
مانور کشیدن چانه به بالا
-
(با فشار یا ناگهان) - کشیدن · (با فشار یا ناگهان) فرو کردن · (زمین شناسی) گسل رانده · - زدن · انداختن · بیرون زدن، بیرون آمدن، · تحمیل کردن · تنه زدن · تپاندن · تک رخنه یاب · تک نفوذی · جهش کردن · حمله ی ضربتی · رانش · رجوع شود به lunge · زنش · ضربت · فحوا · فرو بردن · فرو بری · فرو كردن · فرو کردن · فشار · معنی اصلی 0 · نکته ی اصلی · نیروی رانشی · پرت کردن · پس راندن · پیش راندن · پیش رانش · پیشرانی · چپاندن · چپانش · گستردن · گسترده کردن یا شدن · گسله ی رانشی (thrust fault هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن