ترجمه "tinder" به فارسی

قو, گیرانه, خاشاک بهترین ترجمه های "tinder" به فارسی هستند.

tinder verb noun دستور زبان

small dry sticks and finely-divided fibrous matter etc., used to help light a fire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قو

    noun

    looked to a smaller chest beneath his seat, in which there were a few smith's tools, a couple of torches, and a tinder box.

    آنگاه در صندوقچه کوچکتری که زیر جایگاهش قرار داشت و محتوی چند افزار آهنگری، دو مشعل، و یک قو دان بود نظر کرد.

  • گیرانه

    noun
  • خاشاک

  • ترجمه های کمتر

    • (هرچیز خشک که با آن آتش روشن می کنند) آتش زنه
    • آتش زنه
    • چوب سفید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tinder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tinder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه