ترجمه "ting" به فارسی
دلنگ, تق, (صدای تک و ضعیف) دیلینگ بهترین ترجمه های "ting" به فارسی هستند.
ting
verb
noun
دستور زبان
ancient Chinese vessel with legs and a lid. [..]
-
دلنگ
-
تق
-
(صدای تک و ضعیف) دیلینگ
-
ترجمه های کمتر
- این صدا را ایجاد کردن
- دیلینگ دیلینگ کردن
- صدای جرنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ting" با ترجمه به فارسی
-
آژدن · اثر خفیف · اثر کم گذاشتن یا داشتن · اندازه کم · ته · ته رنگ · ته رنگ زدن · دارای ته رنگ کردن · دارای نشانه ی خفیفی از چیزی کردن · ذره · رد · رزیدن · رنگ کم · رنگسایه · فام · فام دار کردن · مقدار کم · نشان ضعیف · نقطه · گونا · گونا کردن
-
لئونگ تینگ
-
(صدای زنگوله) دیلینگ دیلینگ
-
آژدن · اثر خفیف · اثر کم گذاشتن یا داشتن · اندازه کم · ته · ته رنگ · ته رنگ زدن · دارای ته رنگ کردن · دارای نشانه ی خفیفی از چیزی کردن · ذره · رد · رزیدن · رنگ کم · رنگسایه · فام · فام دار کردن · مقدار کم · نشان ضعیف · نقطه · گونا · گونا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن