ترجمه "tinge" به فارسی
رزیدن, ته, فام بهترین ترجمه های "tinge" به فارسی هستند.
tinge
Verb
verb
noun
دستور زبان
A small amount of something, especially of an added colour. [..]
-
رزیدن
-
ته
nounThe scrub gradually became taller and tinged with green.
بوتههای خار به تدریج بلندتر شدند و ته رنگ سبزی در انها مشاهد شد.
-
فام
-
ترجمه های کمتر
- گونا
- ذره
- آژدن
- رنگسایه
- نقطه
- رد
- اثر خفیف
- اثر کم گذاشتن یا داشتن
- اندازه کم
- ته رنگ
- ته رنگ زدن
- دارای ته رنگ کردن
- دارای نشانه ی خفیفی از چیزی کردن
- رنگ کم
- فام دار کردن
- مقدار کم
- نشان ضعیف
- گونا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tinge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tinge" با ترجمه به فارسی
-
(صدای تک و ضعیف) دیلینگ · این صدا را ایجاد کردن · تق · دلنگ · دیلینگ دیلینگ کردن · صدای جرنگ
-
لئونگ تینگ
-
(صدای زنگوله) دیلینگ دیلینگ
-
(صدای تک و ضعیف) دیلینگ · این صدا را ایجاد کردن · تق · دلنگ · دیلینگ دیلینگ کردن · صدای جرنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن