ترجمه "tininess" به فارسی
کوچکی, ریزگی, قلت بهترین ترجمه های "tininess" به فارسی هستند.
tininess
noun
دستور زبان
The property of being tinny. [..]
-
کوچکی
A tiny dot was moving in his direction.
نقطهی کوچکی بر روی نقشه به سمت او میآمد.
-
ریزگی
-
قلت
-
ریزه بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tininess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tininess" با ترجمه به فارسی
-
صنایع بسیار کوچک
-
بوبر کوچک کوهی
-
بسیار اندک · بسیار کم · بسیار کوچک · خرد · ریز · ریزه · ریزه پیزه · كوچك · كوچِک · موچول · چکسه · کوچولو · کوچک · گردل
-
بوبر کوچک دشتی
-
بسیار اندک · بسیار کم · بسیار کوچک · خرد · ریز · ریزه · ریزه پیزه · كوچك · كوچِک · موچول · چکسه · کوچولو · کوچک · گردل
-
بسیار اندک · بسیار کم · بسیار کوچک · خرد · ریز · ریزه · ریزه پیزه · كوچك · كوچِک · موچول · چکسه · کوچولو · کوچک · گردل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن