ترجمه "tiredness" به فارسی
خستگی, بیزازی, سیری بهترین ترجمه های "tiredness" به فارسی هستند.
tiredness
noun
دستور زبان
The state of being tired. [..]
-
خستگی
nounMost mothers could quickly detect a range of emotions ranging from hunger and pain to wind or tiredness.
اغلب مادران بـه سـرعت مـتوجه احسـاساتی چون گرسنگی، درد، خستگی و یا خیس بودن جا میشدند.
-
بیزازی
-
سیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tiredness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن