ترجمه "tires" به فارسی
تایرها ترجمه "tires" به فارسی است.
tires
verb
noun
Plural form of tire. [..]
-
تایرها
A big swift car whisked near, tires squealed.
اتومبیل بزرگی به سرعت نزدیک میشد صدای کشش تایرها به روی اسفالت شنیده میشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tires " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tires" با ترجمه به فارسی
-
نور خسته
-
تایر پنچر
-
از پای افتاده · افگار · تکراری · خسته · خسته ام · عاری از لطف و تازگی · فرسوده · مانده · پیخست · کسل · کهنه
-
تایر یخ شکن
-
(اتومبیل و هواپیما و غیره) تایر · (حلقه) لاستیک (انگلیس : tyre) · (زنانه) کلاه · (قدیمی) · از پا درآمدن · ازکار انداختن · تایر · تایردار کردن · جامه · جامه برتن کردن · خستن · خسته · خسته شدن · خسته کردن · خسته کردن یا شدن · رنجه داشتن · روسری · زده شدن یا کردن · سخت کار کردن · سرپوش · فرسوده شدن · لاستیک · لاستیک اتومبیل · لاستیک زدن · لباس (رجوع شود به attire) · لباس پوشیدن · مانده شدن یا کردن · ملول کردن یا شدن · نوار فلزی دور چرخ گاری و غیره · کسل شدن · کسل کردن یا شدن · کوفته شدن
-
(قدیمی) رخت کن · اتاق تعویض جامه (به ویژه در تئاتر)
-
پرتوی
-
زاپاس (چرخ)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن