ترجمه "toehold" به فارسی
تیپاگاه, جاپا, جاپنجه بهترین ترجمه های "toehold" به فارسی هستند.
toehold
noun
دستور زبان
(rock climbing) A foothold small enough to support just the toe [..]
-
تیپاگاه
-
جاپا
-
جاپنجه
-
ترجمه های کمتر
- رخصت
- سرنج
- مزیت
- مجال
- برتری
- (وسیله ی چیره شدن بر مشکلات یا انجام کار و غیره)فرصت
- (کشتی گیری) پاپیچ
- (کوهنوردی و غیره) جای گذاشتن پنجه ی پا
- نفوذ کم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " toehold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن