ترجمه "trader" به فارسی

بازرگان, سوداگر, تاجر بهترین ترجمه های "trader" به فارسی هستند.

trader noun دستور زبان

One who gains a livelihood from trading goods or securities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازرگان

    noun

    one who gains a livelihood from trading

    You said this trader brought news, but it's not proven, is it?

    ، گفتین این بازرگان خبر رو آورده ولی این موضوع اثبات شده نیست ، درسته ؟

  • سوداگر

    noun

    one who gains a livelihood from trading

  • تاجر

    one who gains a livelihood from trading

    From the North, the arms trader has come to meet you.

    تاجر اسلحه از شمال اومده به دیدن شما.

  • ترجمه های کمتر

    • دلال
    • فروشنده
    • کاسب
    • دلال سهام
    • دکان دار
    • مغازه دار
    • کارگزار بورس
    • کشتی بازرگانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trader" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه