ترجمه "tramp" به فارسی
راکاره, ولگرد, ولگردی بهترین ترجمه های "tramp" به فارسی هستند.
tramp
verb
noun
دستور زبان
(pejorative) A homeless person, a vagabond. [..]
-
راکاره
promiscuous woman
-
ولگرد
noun -
ولگردی
-
ترجمه های کمتر
- قلندری
- عیاری
- رهنوردی
- قلندر
- لگوری
- هوسران
- کوفتن
- عیار
- گشتن
- (با پا) فشردن
- (با گام های سنگین) راه رفتن
- (خودمانی) زن هرزه
- (صفحه ی آهنی که به پاشنه ی کفش می کوبند تا دوام آن بیشتر شود) آهن پاشنه 2
- (محکم) پا گذاشتن
- (کشتی باری فاقد برنامه ی سفر معین که هر جا بشود برای بارگیری یا مسافرگیری توقف می کند) کشتی ولگرد 1
- (کلش کلش کنان) گام برداشتن
- (گدایی و ) دوره گردی کردن
- اظهار کردن
- اواره شدن
- خانه به دوش
- خانه به دوشی
- دوره گردی
- راه رفتن
- راه پیمایی
- راه پیمایی کردن
- رجوع شود به trample
- زن هر جایی
- صدای پا (به ویژه اگر سنگین باشد)
- عیاری کردن
- قدم زدن
- قدم زنی
- قلندری کردن
- متعجب شدن
- ولگردی کردن
- پرسه زدن
- پیاده روی
- پیاده روی کردن
- گام زنی
- گرم گرم
- گرپ گرپ 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tramp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tramp"
عباراتی شبیه به "tramp" با ترجمه به فارسی
-
پایمال کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن