ترجمه "transferer" به فارسی
واگذارکننده, منتقل, انتقال دهنده بهترین ترجمه های "transferer" به فارسی هستند.
transferer
noun
someone who transfers something
-
واگذارکننده
-
منتقل
You have until tomorrow morning before being transferred.
تو تا فردا صبح قبل از اينکه منتقل بشي وقت داري.
-
انتقال دهنده
He's using Transfer Transit.
از انتقال دهنده استفاده کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transferer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transferer" با ترجمه به فارسی
-
انتقال مالکیت دادن · انتقال ملک · انتقال نامه · انتقال یافتن · انتقالی · بردن · بلیت انتقال (از یک اتوبوس یا ترن و غیره به دیگری) · بلیت ترا فرست · ترا فرست · ترا فرست شدن · ترا فرست کردن · ترا فرستادن · ترا فرستاده · ترا فرستی · ترا گرد · ترا گردیده · ترا گشته · ترا گشته شدن · ترافرست · ترانسفر · تراگرد کردن · جابجا شدن · جابجا کردن · جابجایی · حکم انتقال · شخص انتقال یافته · عکس برگردان · قباله ی انتقال (ملک و غیره) · منتقل شدن · منتقل کردن · هر چیز (به ویژه تصویر) انتقال داده شده (از یک سطح به سطح دیگر) · واگذار کردن
-
رأی انتقالپذیر
-
انتقال تکنولوژی
-
قمیتگذاری اختیاری انتقلات داخلی
-
(شیمی آلی) RNA انتقالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن