ترجمه "transistor" به فارسی
ترانزیستور, ترانزیستوری, (عامیانه) رادیوی ترانزیستوری بهترین ترجمه های "transistor" به فارسی هستند.
transistor
noun
دستور زبان
a solid-state semiconductor device, with three terminals, which can be used for amplification, switching, voltage stabilization, signal modulation, and many other functions [..]
-
ترانزیستور
nounsemiconductor device used to amplify and switch electronic signals and electrical power
Look at this graph here.You could buy one transistor for a dollar in 1968.
این نمودار رو ببینید. در سال 1968 می توانستید با یک دلار، یک ترانزیستور بخرید.
-
ترانزیستوری
Ammu groped for her tangerine transistor, and switched it on.
آ مو به سوی رادیوی ترانزیستوری شکل نارنگیاش دست دراز کرد و آن را روشن کرد.
-
(عامیانه) رادیوی ترانزیستوری
-
ترجمه های کمتر
- ترا دار
- ترا داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transistor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "transistor"
عباراتی شبیه به "transistor" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
ترا دار کردن · ترانزیستوری کردن · دارای ترانزیستور کردن
-
ترانزیستور پیوندی دوقطبی
-
HEMT
-
ترانزیستور تک پیوندی
-
ترانزیستور
-
ترانزیستور تماس نقطهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن