ترجمه "transistorize" به فارسی
ترا دار کردن, ترانزیستوری کردن, دارای ترانزیستور کردن بهترین ترجمه های "transistorize" به فارسی هستند.
transistorize
verb
دستور زبان
(transitive) To equip an electronic circuit or device with transistors, especially to convert a device using an older technology to the use of transistors, especially to make it smaller or more portable. [..]
-
ترا دار کردن
-
ترانزیستوری کردن
-
دارای ترانزیستور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transistorize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transistorize" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
(عامیانه) رادیوی ترانزیستوری · ترا دار · ترا داری · ترانزیستور · ترانزیستوری
-
ترانزیستور پیوندی دوقطبی
-
HEMT
-
ترانزیستور تک پیوندی
-
ترانزیستور
-
ترانزیستور تماس نقطهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن