ترجمه "transmission" به فارسی
انتقال, سرایت, مخابره بهترین ترجمه های "transmission" به فارسی هستند.
The act of transmitting, e.g. data or electric power. [..]
-
انتقال
machine in a power transmission system for controlled application of the power;gearbox,uses gears/gear trains to provide speed,torque conversions from a rotating power source to another device;reduces the higher engine speed to the slower wheel speed
The transmission is interrupted. The engine is turned off.
و قسمت انتقال نیرو دچار مشکل شده است. موتور خاموش شده است.
-
سرایت
nounit would have had a much wider impact in terms of transmission.
اثر بیشتری در سرایت می داشت.
-
مخابره
nounThe sending of information over a communications line or a circuit.
I'm relaying your transmission now, but chances are it's just fishermen.
من الان پیام شما رو مخابره میکنم ، اما احتمالا فقط چند تا ماهیگیر هستن.
-
ترجمه های کمتر
- ارسال
- پراکنش
- دنده
- تراگسیل
- نقل
- زوررسانی
- واگیری
- (رادیو و غیره) پخش
- (مکانیک) جعبه دنده
- ترا گسیل
- ترا گسیلش
- دستگاه انتقال نیرو
- زور رسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmission" با ترجمه به فارسی
-
ضریب انتقال
-
انتقال انرژی الکتریکی
-
واحد انتقال حداکثر
-
جعبهدنده دوکلاچه
-
انتقال عفونت
-
تبدیل پست تصویری فاکس
-
ويروس گاستروآنتريت تراگسیلپذیر · ويروس گاستروآنتريت قابل انتقال · ویروس التهاب معدی-رودهای قابل انتقال
-
قرارداد کنترل انتقال · پروتکل کنترل مخابره