ترجمه "transmit" به فارسی
انتقال دادن, فرستادن, رساندن بهترین ترجمه های "transmit" به فارسی هستند.
transmit
verb
دستور زبان
(transitive) To send or convey something from one person, place or thing to another. [..]
-
انتقال دادن
-
فرستادن
verbIt's meant to transmit data, which it's doing now.
برای فرستادن داده استفاده میشه که الان هم داره همینکارو میکنه
-
رساندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (بیماری و غیره) سرایت کردن یا دادن
- (رادیو و غیره) پخش کردن
- ترا رساندن
- ترا رسانی کردن
- ترا گسیل کردن
- عبور دادن
- منتقل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmit" با ترجمه به فارسی
-
بیماری مقاربتی
-
بيماريهاي آميزشي · بیماریهای قابل انتقال جنسی
-
مخابره
-
بیماریهای آمیزشی
-
انتقال عمودی
-
مخابره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن