ترجمه "transmittance" به فارسی
انتقال, تراگسیلندگی, جذبکنندگی بهترین ترجمه های "transmittance" به فارسی هستند.
transmittance
noun
دستور زبان
a transmission [..]
-
انتقال
Okay, so, the electrodes connect Charles to the transmitter on the roof.
بسيار خب ، الکترودها از طريق کلاه چارلز رو به انتقال دهنده متصل ميکنن.
-
تراگسیلندگی
-
جذبکنندگی
-
ترجمه های کمتر
- فرستش
- پراکنش
- فرست
- ترا فرستی
- ترا گسیل
- ضریب گسیل انرژی
- مقدار جذب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmittance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmittance" با ترجمه به فارسی
-
تراگسیلندگی(چشمي)
-
انتقال · مخابره
-
(به ویژه رادیو) فرستنده · انتقال دهنده · ترا فرست · ترا گسیلنده · فرستنده · ناقل
-
(فرستنده های رادیویی قدیمی) اخگر فرست · فرستنده ی جرقه
-
(شیمی) ترا گسیلی · رجوع شود به transmittance
-
انتقال پذیر · رد کردنی · عبوردادنی · فرستادنی · قابل ارتباط · مسری
-
دکل مخابراتی
-
(به ویژه رادیو) فرستنده · انتقال دهنده · ترا فرست · ترا گسیلنده · فرستنده · ناقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن