ترجمه "transmissive" به فارسی

فرستنده, انتقال دهنده, انتقال شده بهترین ترجمه های "transmissive" به فارسی هستند.

transmissive adjective دستور زبان

of, or relating to the transmission of something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرستنده

    Full access to all voice and digital transmissions generated by the very people dedicated to taking him down.

    دسترسی کامل به فرستنده های دیجیتالی و صدایی

  • انتقال دهنده

  • انتقال شده

  • قابل انتقال

    In fact, it's much less transmissible than viruses such as flu or measles.

    در واقع، کمتر از ویرویهایی مثل آبله مرغان یا آنفولانزا قابل انتقال است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transmissive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transmissive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transmissive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه