ترجمه "transmittable" به فارسی
عبوردادنی, فرستادنی, مسری بهترین ترجمه های "transmittable" به فارسی هستند.
transmittable
adjective
دستور زبان
able to be transmitted [..]
-
عبوردادنی
-
فرستادنی
-
مسری
adjective
-
ترجمه های کمتر
- انتقال پذیر
- رد کردنی
- قابل ارتباط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmittable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transmittable" با ترجمه به فارسی
-
تراگسیلندگی(چشمي)
-
انتقال · مخابره
-
(به ویژه رادیو) فرستنده · انتقال دهنده · ترا فرست · ترا گسیلنده · فرستنده · ناقل
-
(فرستنده های رادیویی قدیمی) اخگر فرست · فرستنده ی جرقه
-
انتقال · ترا فرستی · ترا گسیل · تراگسیلندگی · جذبکنندگی · ضریب گسیل انرژی · فرست · فرستش · مقدار جذب · پراکنش
-
(شیمی) ترا گسیلی · رجوع شود به transmittance
-
دکل مخابراتی
-
(به ویژه رادیو) فرستنده · انتقال دهنده · ترا فرست · ترا گسیلنده · فرستنده · ناقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن