ترجمه "transpiration" به فارسی

تعرق, ترادمش, اتلاف طبيعي آب بهترین ترجمه های "transpiration" به فارسی هستند.

transpiration noun دستور زبان

(botany) The loss of water by evaporation in terrestrial plants, especially through the stomata; accompanied by a corresponding uptake from the roots. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعرق

    noun

    process of water movement through a plant and its evaporation from aerial parts

  • ترادمش

    اسم مصدر

    ترادمش

  • اتلاف طبيعي آب

  • ترا دمش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transpiration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transpiration" با ترجمه به فارسی

  • رخنه پذیر · فاش شدنی · قابل ترشح
  • (بدن انسان و جانور و برگ گیاه و غیره) عرق کردن · آشکار شدن · اتفاق افتادن · بر آفتاب افتادن، برملا شدن · ترا دمش کردن · ترا دمیدن · خوی کردن · خویستن · رخ دادن · روی دادن · فاش شدن · معلوم شدن · پیش آمدن
  • (بدن انسان و جانور و برگ گیاه و غیره) عرق کردن · آشکار شدن · اتفاق افتادن · بر آفتاب افتادن، برملا شدن · ترا دمش کردن · ترا دمیدن · خوی کردن · خویستن · رخ دادن · روی دادن · فاش شدن · معلوم شدن · پیش آمدن
اضافه کردن

ترجمه های "transpiration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه