ترجمه "transpire" به فارسی
خویستن, (بدن انسان و جانور و برگ گیاه و غیره) عرق کردن, آشکار شدن بهترین ترجمه های "transpire" به فارسی هستند.
transpire
verb
دستور زبان
To give off (vapour, waste matter etc.); to exhale (an odour etc.). [from 16th c.] [..]
-
خویستن
-
(بدن انسان و جانور و برگ گیاه و غیره) عرق کردن
-
آشکار شدن
-
ترجمه های کمتر
- اتفاق افتادن
- بر آفتاب افتادن، برملا شدن
- ترا دمش کردن
- ترا دمیدن
- خوی کردن
- رخ دادن
- روی دادن
- فاش شدن
- معلوم شدن
- پیش آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transpire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transpire" با ترجمه به فارسی
-
رخنه پذیر · فاش شدنی · قابل ترشح
-
اتلاف طبيعي آب · ترا دمش · ترادمش · تعرق
-
اتلاف طبيعي آب · ترا دمش · ترادمش · تعرق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن