ترجمه "transplantable" به فارسی
تراکاشت پذیر، تراکاشتنی, قابل برداشتن وکاشتن درمحل دیگری, پیوند شدنی بهترین ترجمه های "transplantable" به فارسی هستند.
transplantable
adjective
دستور زبان
able to be transplanted [..]
-
تراکاشت پذیر، تراکاشتنی
صفتتراکاشت پذیر، تراکاشتنی
-
قابل برداشتن وکاشتن درمحل دیگری
-
پیوند شدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transplantable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transplantable" با ترجمه به فارسی
-
جراحی پیوند کلیه
-
هيلك ندزدنويپ
-
پیوند سر
-
تراکاشت مو · کاشت مو
-
پیوند کبد
-
تراکاشت · نشاکاری · پیوند
-
نشاکارها · نشاکارها (تجهیزات)
-
تراکاشت · جابجا سازی · فراکاشتن · قلمه زنی · كاشت · نشاکاری · پیوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن