ترجمه "transplanting" به فارسی

نشاکاری, تراکاشت, پیوند بهترین ترجمه های "transplanting" به فارسی هستند.

transplanting noun verb دستور زبان

Present participle of transplant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشاکاری

    noun
  • تراکاشت

    اسم

    تراکاشت

  • پیوند

    noun

    So this guy has been transplanting hundreds of mouse heads.

    این آقا صدها سر موش را پیوند زده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transplanting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transplanting" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transplanting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه