ترجمه "transplanter" به فارسی
اسبابی که درخت راباریشه وخاک پیرامون ان درمیاورند ترجمه "transplanter" به فارسی است.
transplanter
noun
دستور زبان
One who transplants. [..]
-
اسبابی که درخت راباریشه وخاک پیرامون ان درمیاورند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transplanter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transplanter" با ترجمه به فارسی
-
جراحی پیوند کلیه
-
هيلك ندزدنويپ
-
پیوند سر
-
تراکاشت مو · کاشت مو
-
پیوند کبد
-
تراکاشت · نشاکاری · پیوند
-
نشاکارها · نشاکارها (تجهیزات)
-
تراکاشت · جابجا سازی · فراکاشتن · قلمه زنی · كاشت · نشاکاری · پیوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن