ترجمه "transpierce" به فارسی
توختن, در تراویدن, سوراخ کردن (و از میان چیزی رد شدن) بهترین ترجمه های "transpierce" به فارسی هستند.
transpierce
verb
دستور زبان
(transitive) To pierce through; to pass through. [..]
-
توختن
-
در تراویدن
-
سوراخ کردن (و از میان چیزی رد شدن)
-
نفوذ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transpierce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن