ترجمه "transportable" به فارسی
بردنی, قابل انتقال, قابل تبعید بهترین ترجمه های "transportable" به فارسی هستند.
transportable
adjective
noun
دستور زبان
Capable of being transported; easily moved. [..]
-
بردنی
-
قابل انتقال
adjective -
قابل تبعید
-
قابل حمل
to build a transportable, multispectral imaging lab,
برای ساختن یک آزمایشگاه قابل حمل تصویر برداری چند طیفی بگیرم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transportable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transportable" با ترجمه به فارسی
-
گواهی حمل مشترک
-
نقش سرور حمل Edge
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
کیفیت حمل و نقل
-
زيرساخت اقتصادي · زيرساخت حمل و نقل · زیرساخت
-
تطبیق دهنده حمل و نقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن