ترجمه "transposable" به فارسی
جابجا شدنی, قابل جابجا شدن بهترین ترجمه های "transposable" به فارسی هستند.
transposable
adjective
دستور زبان
able to be transposed (in any sense) [..]
-
جابجا شدنی
-
قابل جابجا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transposable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transposable" با ترجمه به فارسی
-
ابرژنها · دوز ژن · دوزاژ ژن · عناصر ترانهادني · پليژنها · ژنها
-
(ریاضی) فرا نهاد · (ریاضی) معلوم و مجهول کردن · (مهجور) رجوع شود به transform · (موسیقی) تغییر پرده دادن · برگردان کردن(در ماتریس · به طرف دیگر معادله بردن · ترا نهاد · ترا نهادن · ترا نهاده شدن · جابجا کردن · فرا نهادن · قلب کردن · مقدم و موخر کردن · پس و پیش کردن
-
تقدیم وتاخیر · جابجاشدگی · پس وپیش سازی
-
ترانهاده · پس و پیش
-
ترانهاد مزدوج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن