ترجمه "transportation" به فارسی

ترابری, ترانسپورت, حمل و نقل بهترین ترجمه های "transportation" به فارسی هستند.

transportation noun دستور زبان

The act of transporting, or the state of being transported; conveyance, often of people, goods etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترابری

    noun

    act of transporting

    It really is the world's most sophisticated transportation laboratory.

    این واقعاً پیچیده ترین آزمایشگاه ترابری در جهان است.

  • ترانسپورت

    act of transporting

  • حمل و نقل

    noun

    Someone messed with an ethanol transport truck this morning.

    یه نفر امروز کامیون حمل و نقل اتانول رو دستکاری کرده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • حمل
    • انتقال
    • مسافربری
    • عبور
    • ترابر
    • ترابرد
    • کشتیرانی
    • ناوگان
    • اجرت حمل و نقل
    • بلیت (اتوبوس و غیره)
    • تبعید (به خاطر تبهکاری) (deportation بیشتر به کار می رود)
    • حمل مسافر یا کالا
    • هزینه ی ترابری
    • وسیله ی نقلیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transportation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Transportation noun

the United States federal department that institutes and coordinates national transportation programs; created in 1966

+ اضافه کردن

"Transportation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Transportation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "transportation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transportation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه