ترجمه "travesty" به فارسی
تقلید, مضحکه, هجو بهترین ترجمه های "travesty" به فارسی هستند.
travesty
verb
noun
دستور زبان
A parody or stylistic imitation. [..]
-
تقلید
nounHe withdrew after a short travesty of a French bow;
پس از تقلید مسخرهای از ادای احترام فرانسوی از آنجا بیرون رفت.
-
مضحکه
-
هجو
noun
-
ترجمه های کمتر
- لودگی
- استهزا
- (برای انتقاد و تمسخر) تقلید در آوردن
- (مجازی)مسخره بازی
- تحریف آشکار
- تعبير هجوآميز
- تقلید برای انتقاد و تمسخر
- تقلید خنده آور
- جدول کلمات متقاطع
- زحمت بیهوده
- مضحکه کردن
- نوعی بازی
- نوعی معما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " travesty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن