ترجمه "tribune" به فارسی
تریبون, منبر, مردمی بهترین ترجمه های "tribune" به فارسی هستند.
tribune
noun
دستور زبان
an elected official in ancient Rome [..]
-
تریبون
nounplace or an opportunity to speak; platform [..]
He preferred the Guardian, Private Eye, and the left wing Tribune.
و روزنامههای گاردین ، پرایوت آی و روزنامه دستچینی تریبون را ترجیح میداد.
-
منبر
noun -
مردمی
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه در عنوان روزنامه ها) مدافع حقوق مردم
- (روم باستان) قاضی
- امین صلح
- حامی ملت
- سکوی خطابه
- مردم دوست
- میز خطابه (بیشتر می گویند: lectern)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tribune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tribune" با ترجمه به فارسی
-
(دادگاه) مسند قضاوت · (مجازی) قضاوت · جایگاه قاضی · دادگاه · دادگاه محکمه · داوری · دیوان دادرسی · محکمه · هیئت داوری
-
(روم باستان) مقام یا حوزه ی اختیارات قاضی یا امین صلح
-
دادگاه شهر لاهه
-
داوری مدنی
-
(دادگاه) مسند قضاوت · (مجازی) قضاوت · جایگاه قاضی · دادگاه · دادگاه محکمه · داوری · دیوان دادرسی · محکمه · هیئت داوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن