ترجمه "tribute" به فارسی
باج, احترام, ساو بهترین ترجمه های "tribute" به فارسی هستند.
tribute
verb
noun
دستور زبان
An acknowledgment of gratitude, respect or admiration; an accompanying gift. [..]
-
باج
nounpayment made by one nation to another in submission [..]
It was a tribute, like in the old country, except they were doing it in America.
مثل يه باج گيري توي يه روستاي قديمي با اين تفاوت که در آمريکا بود
-
احترام
nounAnd that great island, Sicily, they'll pay large tribute.
و اون جزيزه بزرگ سيسلي احترام بزگي رو ادا مي کنند
-
ساو
nounpayment made by one nation to another in submission
-
ترجمه های کمتر
- خراج
- قدردانی
- جزیه
- بزرگداشت
- تکریم
- سپاس
- سپاسگزاری
- گزیت
- (فئودالیسم) مالیات رعیت به خان یا ارباب کل
- باج سبیل
- به زور ستانی
- پول زور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tribute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن