ترجمه "tributary" به فارسی

شاخه, خراجگزار, انشعاب بهترین ترجمه های "tributary" به فارسی هستند.

tributary adjective noun دستور زبان

A river that flows into a larger river or other body of water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخه

    noun

    Tumor has extended to the I.V.C. tributaries.

    تومور به شاخه هاي فرعي آي وي سي هم کشيده شده

  • خراجگزار

  • انشعاب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خراجی
    • ریزابه
    • ساوی
    • (رودی که به رود دیگری می ریزد) شاخابه
    • جزیه دهنده
    • رود شاخه
    • رود فرعی
    • ساو پرداز
    • شعبه رودخانه
    • منجر شونده
    • وابسته به خراج و باج سبیل
    • کمک کننده
    • گزیت دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tributary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tributary"

عباراتی شبیه به "tributary" با ترجمه به فارسی

  • جويبارها · رودخانهها · رودها · ريزابهها
اضافه کردن

ترجمه های "tributary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه