ترجمه "trituration" به فارسی
گردسازي, باريكهبري, خردسازی بهترین ترجمه های "trituration" به فارسی هستند.
trituration
noun
دستور زبان
the act of triturating; grinding to a fine powder [..]
-
گردسازي
-
باريكهبري
-
خردسازی
-
ترجمه های کمتر
- رندهكردن
- ريزسازی
- سنگشكني
- پوستهپوستهسازی
- (دارو) گرد
- پودر سازی
- گرد سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trituration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trituration" با ترجمه به فارسی
-
آرد کردن · به صورت پودر در آوردن · ساییدن · پودر · کوبیدن و خرد کردن · گرد · گرد کردن
-
بصورت پودر در اوردنی · ساییدنی
-
اسیاب کننده · ساینده
-
تجهيزات ساينده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن