ترجمه "triumphal" به فارسی
فاتحانه, پیروزی, پیروزمندانه بهترین ترجمه های "triumphal" به فارسی هستند.
triumphal
adjective
دستور زبان
of, relating to, or being a triumph [..]
-
فاتحانه
adjectiveto know the particulars ofthe triumphal entry of the Prince Generalissimo into Bayonne.
شرح ورود فاتحانه شاهزاده سپه سالار را بهبایون بداند.
-
پیروزی
nounand the band struck up a triumphal march.
و ارکستر نواختن مارش پیروزی را آغاز کرد.
-
پیروزمندانه
-
ترجمه های کمتر
- منصور
- مغرور
- شاد
- به نشان پیروزی
- حاکی از پیروزی
- فریاد پیروزی
- وابسته به پیروزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " triumphal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "triumphal" با ترجمه به فارسی
-
ایمان راسخ و غرورآمیز به صحت عقاید خود (به ویژه عقاید مذهبی) · تعصب
-
تاق نصرت · تاق پیروزی · طاق نصرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن