ترجمه "triumphant" به فارسی
پیروز, فاتحانه, فاتح بهترین ترجمه های "triumphant" به فارسی هستند.
triumphant
adjective
دستور زبان
Celebrating victory. [..]
-
پیروز
adjectiveShe snuggled against his shoulder, unafraid, and he was triumphant.
آیدا، بیواهمه، خود را به شانه او چسباند و به بیت پیروز شد.
-
فاتحانه
adjectiveAt last he tossed his head with an air intended to be merely satisfied, but which was triumphant, in reality.
سرانجام با وضعی که میخواست راضی باشد اما در واقع فاتحانه بود سر برداشت و گفت:
-
فاتح
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پیروزمندانه
- پیروزمند
- موفق
- سرفراز
- کامیاب
- شاد
- مغرور
- منصور
- چیر
- مستولی
- چیره
- (در اثر پیروزی یا کامیابی) شادمان
- (مهجور) عالی
- (نادر) رجوع شود به triumphal
- حاکی از پیروزی
- فریاد پیروزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " triumphant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن