ترجمه "trucks" به فارسی
کامیونها ترجمه "trucks" به فارسی است.
trucks
verb
noun
Plural form of truck. [..]
-
کامیونها
Those trucks won't be gone in two hundred years.
اون کامیونها تا دویست سال دی گه اونجا خواهند بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trucks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "trucks"
عباراتی شبیه به "trucks" با ترجمه به فارسی
-
کامیون بلندگو دار (در تبلیغات انتخاباتی و غیره)
-
لیفتراک
-
وانت
-
(انگلیس) واگن باری · (با کامیون) حمل کردن · (برای حمل چمدان و جعبه و غیره) چرخ دستی · (در اصل) چرخک (به ویژه چرخک ارابه ی توپ) · (عامیانه) آشغال · (عامیانه) معامله · (نادر) رجوع شود به peddle · (کالای بازرگانی) خرده ریز · الش و دگش · باربری کردن · بارکش دستی (hand truck هم می گویند) · جزئی · خرت و پرت · خرده پا · داد و ستد · دادن محصول به جای مزد · رجوع شود به barter · رفت و آمد · زباله · سر و کار · سروکار داشتن با · ماشین باری · مبادله · مبادله ی کار با کالا · نويماك · واگن بی سقف · پاپاسی · پشیز · کامیون · کامیون باری · کامیون رانی کردن · کم ارزش · گاری دوچرخه (که توسط شخص کشیده می شود)
-
کامیون یدک کش
-
دادن محصول به جای مزد · پایاپای گری
-
رستوران سیار
-
تحویل کالا روی کامیون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن