ترجمه "trusteeship" به فارسی

امانت, تولیت, قیمومت بهترین ترجمه های "trusteeship" به فارسی هستند.

trusteeship noun دستور زبان

The position or office of being a trustee. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امانت

    noun
  • تولیت

    noun
  • قیمومت

  • ترجمه های کمتر

    • (کشور یا سرزمین) تحت قیمومت بودن
    • امانت داری
    • امتیاز برقراری قیمومت (که از سوی سازمان ملل به کشوری اعطا می شود)
    • عضویت هیئت امنا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trusteeship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "trusteeship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه