ترجمه "trustworthiness" به فارسی
اعتماد, قابلیت, موثقیت بهترین ترجمه های "trustworthiness" به فارسی هستند.
trustworthiness
noun
دستور زبان
The personal state or quality of being trustworthy or reliable. Commonly regarded as a virtue. [..]
-
اعتماد
nounI believe that he's trustworthy.
من معتقدم او قابل اعتماد است.
-
قابلیت
and the trustworthiness of the engines to get them as far as, say, South Africa.
و قابلیت اعتماد موتورهای کشتی که بتواند آنان را به افریقای جنوبی برساند.
-
موثقیت
-
قابلیت اعتماد
nounand the trustworthiness of the engines to get them as far as, say, South Africa.
و قابلیت اعتماد موتورهای کشتی که بتواند آنان را به افریقای جنوبی برساند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trustworthiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trustworthiness" با ترجمه به فارسی
-
امین · با امانت · بابک · درست · راز نگهدار · رازدار · قابل اطمینان · قابل اعتماد · محرم · معتبر · معتمد · وفادار
-
امین · با امانت · بابک · درست · راز نگهدار · رازدار · قابل اطمینان · قابل اعتماد · محرم · معتبر · معتمد · وفادار
-
امین · با امانت · بابک · درست · راز نگهدار · رازدار · قابل اطمینان · قابل اعتماد · محرم · معتبر · معتمد · وفادار
-
امین · با امانت · بابک · درست · راز نگهدار · رازدار · قابل اطمینان · قابل اعتماد · محرم · معتبر · معتمد · وفادار
-
امین · با امانت · بابک · درست · راز نگهدار · رازدار · قابل اطمینان · قابل اعتماد · محرم · معتبر · معتمد · وفادار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن