ترجمه "tune" به فارسی

لحن, نغمه, میزان کردن بهترین ترجمه های "tune" به فارسی هستند.

tune verb noun دستور زبان

A melody. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لحن

    noun

    and sing myself to sleep with Father's tune.

    و وقتی شب میخواهم بخوابم، با لحن پدر برای خودم لالایی میخوانم.

  • نغمه

    noun

    A succession of notes forming a distinctive sequence.

    For your not liking the tune was also part of the tune.

    چون حتی اگر تو آن نغمه را دوست نداشته باشی جزئی از همان نغمه است.

  • میزان کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • آهنگ
    • کوک
    • وفق
    • رنگ
    • هماهنگی
    • نوا
    • سازگاری
    • خنیا
    • فحوا
    • همنوایی
    • همسازی
    • رامش
    • (ساز موسیقی) کوک کردن
    • آهنگ شیرین
    • تنظیم کردن
    • رگلاژ کردن
    • سازمند کردن
    • سامان دادن
    • سامان مند کردن
    • موسیقی همراه آواز
    • هم نوا کردن
    • هماهنگ بودن
    • هماهنگ کردن
    • همساز بودن
    • همساز کردن
    • وفق دادن
    • کوک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tune " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tune" با ترجمه به فارسی

  • آهنگین · خوش آهنگ · خوش نوا · موزون
  • مقاله مقدماتی
  • میزان کردن · وفق دادن · کوک کردن
  • میزان شده · وفق یافته · کوک شده
  • دوشاخه
  • ساز بودن
  • (دکمه ی رادیو یا تلویزیون و غیره را) تنظیم کردن · (روی ایستگاه فرستنده) میزان کردن · (مجازی) تعدیل و تنظیم کردن · آمادن · آماده ومیزان کردن · جلا دادن · درجه گرفتن · صیقل دادن · فارغ التحصیل شدن · واکس زدن
  • کوک
اضافه کردن

ترجمه های "tune" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه