ترجمه "tuneful" به فارسی
آهنگین, موزون, خوش آهنگ بهترین ترجمه های "tuneful" به فارسی هستند.
tuneful
adjective
دستور زبان
having or producing a pleasing tune; melodic or melodious [..]
-
آهنگین
adjective -
موزون
-
خوش آهنگ
a tuneful and melodious sound."
صدای خوش آهنگ و دلپذیری تولید نمی شود."
-
خوش نوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuneful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tuneful" با ترجمه به فارسی
-
مقاله مقدماتی
-
میزان کردن · وفق دادن · کوک کردن
-
میزان شده · وفق یافته · کوک شده
-
دوشاخه
-
(ساز موسیقی) کوک کردن · آهنگ · آهنگ شیرین · تنظیم کردن · خنیا · رامش · رنگ · رگلاژ کردن · سازمند کردن · سازگاری · سامان دادن · سامان مند کردن · فحوا · لحن · موسیقی همراه آواز · میزان کردن · نغمه · نوا · هم نوا کردن · هماهنگ بودن · هماهنگ کردن · هماهنگی · همساز بودن · همساز کردن · همسازی · همنوایی · وفق · وفق دادن · کوک · کوک کردن
-
ساز بودن
-
(دکمه ی رادیو یا تلویزیون و غیره را) تنظیم کردن · (روی ایستگاه فرستنده) میزان کردن · (مجازی) تعدیل و تنظیم کردن · آمادن · آماده ومیزان کردن · جلا دادن · درجه گرفتن · صیقل دادن · فارغ التحصیل شدن · واکس زدن
-
کوک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن