ترجمه "turquoise" به فارسی

فیروزهای, فیروزه, پیروزه بهترین ترجمه های "turquoise" به فارسی هستند.

turquoise adjective noun دستور زبان

A sky-blue, greenish-blue, or greenish-gray semi-precious gemstone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیروزهای

    adjective

    having a pale greenish-blue colour [..]

    Ron was leaning out of the back window of an old turquoise car

    رون از پنجرهی عقب اتومبیل قدیمی فیروزهای رنگی خم شده بود.

  • فیروزه

    noun

    gemstone [..]

    and never even thought of the turquoise ring

    و اصلاً دیگر فکر انگشتر فیروزه را نمیکرد.

  • پیروزه

    noun

    gemstone

  • ترجمه های کمتر

    • زرد
    • اب
    • آبی مایل به سبز (turquois هم می نویسند)
    • فیروزه رنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turquoise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "turquoise"

عباراتی شبیه به "turquoise" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "turquoise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه