ترجمه "turreted" به فارسی
(به ویژه برخی صدف ها) برج سر, برج دیس, برج سان بهترین ترجمه های "turreted" به فارسی هستند.
turreted
adjective
دستور زبان
Having one or more turrets. [..]
-
(به ویژه برخی صدف ها) برج سر
-
برج دیس
-
برج سان
-
ترجمه های کمتر
- برجک دار
- برجک شکل
- مارپیچ سر
- مجهز به برجک
- منارچه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turreted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "turreted" با ترجمه به فارسی
-
سری تراش
-
(دوربین عکاسی و غیره) برجک عدسی · (عهد باستان و قرون وسطی) برج متحرک · (ماشین تراش) سری تراش (turrethead هم می گویند) · (معماری) برج کوچک (معمولا در گوشه ی عمارت و به منظور تزیین یا دیده بانی) · برج · برج حمله (برج چوبی متحرک که با آن به قلعه حمله می کردند) · برج متحرک · برج منجنیق · برج کوچک · برجک (برج کوچک و معمولا چرخان که درون آن توپ یا مسلسل قرار دارد) · برجک چرخان · قبه · منارچه
-
برج متحرک · برج کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن