ترجمه "turret" به فارسی
برج, منارچه, قبه بهترین ترجمه های "turret" به فارسی هستند.
turret
noun
دستور زبان
(architecture) A little tower, frequently a merely ornamental structure at one of the corners of a building or castle. [..]
-
برج
nounHis aunt owned those three great turrets among the trees there.
آن سه برج بزرگ بین درختها به عمهاش تعلق داشت.
-
منارچه
-
قبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (دوربین عکاسی و غیره) برجک عدسی
- (عهد باستان و قرون وسطی) برج متحرک
- (ماشین تراش) سری تراش (turrethead هم می گویند)
- (معماری) برج کوچک (معمولا در گوشه ی عمارت و به منظور تزیین یا دیده بانی)
- برج حمله (برج چوبی متحرک که با آن به قلعه حمله می کردند)
- برج متحرک
- برج منجنیق
- برج کوچک
- برجک (برج کوچک و معمولا چرخان که درون آن توپ یا مسلسل قرار دارد)
- برجک چرخان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turret " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "turret"
عباراتی شبیه به "turret" با ترجمه به فارسی
-
سری تراش
-
(به ویژه برخی صدف ها) برج سر · برج دیس · برج سان · برجک دار · برجک شکل · مارپیچ سر · مجهز به برجک · منارچه دار
-
برج متحرک · برج کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن