ترجمه "twiddle" به فارسی

وَر رفتن, (با چیزی) بازی کردن, (به چیزی) ور رفتن بهترین ترجمه های "twiddle" به فارسی هستند.

twiddle verb noun دستور زبان

(transitive) To wiggle, fidget or play with; to move around. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وَر رفتن

    to wiggle, fidget

  • (با چیزی) بازی کردن

  • (به چیزی) ور رفتن

  • ترجمه های کمتر

    • دست ور کردن
    • ور رفتن
    • چرخیدن یا چرخاندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " twiddle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "twiddle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه