ترجمه "twilight" به فارسی

شفق, گرگومیش, تاريك روشن بهترین ترجمه های "twilight" به فارسی هستند.

twilight adjective noun دستور زبان

The soft light in the sky seen before the rising and (especially) after the setting of the sun, occasioned by the illumination of the earth’s atmosphere by the direct rays of the sun and their reflection on the earth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفق

    noun

    light before rising, and after the setting, of the sun [..]

    Farewell, good people! his voice rang out in the cold evening twilight.

    صدایش در شفق منجمد طنینانداز گشت: خداحافظ ای مردمان نازنین!

  • گرگومیش

    noun

    light before rising, and after the setting, of the sun

  • تاريك روشن

  • ترجمه های کمتر

    • غروب
    • تاریک
    • شامگاه
    • تیره
    • زوال
    • افول
    • غسق
    • مبهم
    • آبزهر
    • ابرش
    • تاریکا
    • تاریکان
    • شبگیر
    • نیمتاب
    • سرشب
    • ناآشکار
    • پگاه
    • گنگ
    • فرورفت
    • (سحر یا غروب) گرگ و میش
    • (عامیانه) فلق
    • تاریک و روشن
    • تاریکی فزاینده
    • سرخی بامداد
    • سرخی غروب
    • سپیده دم
    • نیمه روشن
    • هنگام غروب
    • گرگ ومیش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " twilight " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Twilight

Twilight (novel)

+ اضافه کردن

"Twilight" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Twilight در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "twilight"

عباراتی شبیه به "twilight" با ترجمه به فارسی

  • شفق
  • (حالت روحی و فکری) نیمه هشیاری · ابهام · حالت شبه رویا · ناآشکاری · ناهویدایی · پوشیدگی · گنگی
  • (سابقا برای کاهش درد زایمان) نیمه هوشبری · خواب و بیدار
اضافه کردن

ترجمه های "twilight" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه