ترجمه "twig" به فارسی
ترکه, ازگ, شاخه بهترین ترجمه های "twig" به فارسی هستند.
twig
verb
noun
دستور زبان
A small thin branch of a tree or bush. [..]
-
ترکه
nouna small thin branch
carrying in her hand a bundle of twigs tied together at one end.
یک دسته ترکه که از یک سر به هم بسته شده بودند با خود آورد.
-
ازگ
a small thin branch
-
شاخه
nounHe looked into the hedge, into the intricacy of the twigs.
به تاریکی نگاه کرد، به شکل پیچیدهی شاخهها.
-
ترجمه های کمتر
- شاخ
- سرشاخه
- شاخچه
- چیله
- خس
- فهمیدن
- برسم
- (انگلیس - عامیانه)
- شاخه کوچک
- شاخه ی کوچک
- متوجه شدن
- مشاهده کردن
- پی بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "twig"
عباراتی شبیه به "twig" با ترجمه به فارسی
-
سیخکها
-
ترکه مانند · شاخه دار · لاغر
-
(چوب یا شاخه ای که به آهک چسبان آغشته شده است و پای پرندگان به آن می چسبد و گرفتار می شوند) دام چوب و آهک · هرگونه تله یا دام
-
مورچه ترکهای دراز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن